![]() |
![]() |
|
| مرا درديست اندر دل اگر گويم زبان سوزد، اگر پنهان كنم ترسم كه مغز استخوان سوزد... |
|
هر آن چه می گذرد با شتاب می گذرد
خمار و خسته و خردیم در شبانه ی مرگ
زدیم نقش رهایی یکی یکی بر سنگ
میان چاه شب ویل می کشم فریاد :
غریب و عاصی و خونین فشان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 0:17 توسط علی پزشکی |
|
|
هـوا ،هـوای جـنون است
بـادی نـرم و بارانی ريز و مداوم
زمين خيـس و نمـناک
آميخته به عطر خاک و باران
قرار مانـدن نـدارم
اصلا قرار نيست كه بمانـم ...
می دانـم زمانش فـرا خواهـد رسيـد
و آنگـاه آرامـشی ابـديـست
زمين مرا در آغـوش خواهد گرفـت
چنان تـنگ که تـنهايی از پـيکرم رخت بـنـدد
و مـن در آغـوشـش ، آرام بـگیـرم ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 5:30 توسط علی پزشکی |
|
|
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم سکوت را فراموش می کردی و تمامی ذرات وجودت عشق را فرياد می کردند
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم چشمهايم را می شستی و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من در سکوت نگاهـت با عشق زمینی تو به عرش بروم
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم هرگز دلـم را نمی شکستی گرچه خانه اهریـمـن شايسته ويرانیست !
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم حتی لحظه ای مرا نمي آزردی که اين غريبه تنها ، جز نگاهت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای برای زيستن ندارد
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم دوستم می داشتی و مرا از اين تـنهایی رها می کردی ای کاش تمام اينها را می دانستی ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:17 توسط علی پزشکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
درود بر شما دوستان گرامی
وبلاگ خلوتگاه من فقط بیانگر احساسات من در هنگام تنهاییم هست؛ من اینجا نه کسی رو محاکمه می کنم و نه دوست دارم کسی من رو محاکمه کنه ...! درضمن دوستانی که تمایل دارند از به روز شدن وبلاگ باخبر بشوند نام و ایمیلشون رو در خبرنامه وارد کنند... شاد باشید و بدرود |
| پیوندها |
|
نیمه آشکار من ! پروفایل مدیر وبلاگ |
|
RSS
|