![]() |
![]() |
|
| پاکنويس روزها چه فايده ای دارد ، وقتی که چرک نويسش را نمی توان دور ريخت ؟! |
|
نـرم ، به نـرمی آهـی سبک ، به سانِ پـری گاهـی خيالی دور بر شانه ات می نـشـيـنـد و بـر می خـيـزد بـر می گـردی و نگاه می كنی در سايه های مبهم اتاق به دنبالش می گردی ولی بازهم چيزی نيست جز سکوت و سايه های سنگین اتاق … |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 22:50 توسط علی پزشکی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 1:52 توسط علی پزشکی |
|
|
چـشـمـه مسمــوم وقـت سبز درخت را می گیرد ... جـنگـل از تـنـفس سنگیـن تـبـر بی صدا می مـیـرد ... باران اما ، هنوز می بـارد کـویـر هم زنـده خواهـد شـد اگر آن نـاگـهـان ، در ما سـبـز شـود ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:42 توسط علی پزشکی |
|
|
دل من تـنها بـود ، دل من هرزه نـبـود ... دل من عادت داشـت ، که بمانـد يک جا به کجا ؟! به در خانه تو ! دل من عادت داشـت ، که بمانـد آن جا ، پـشـت يک پرده تـوری که تو هر روز آن را به کناری بزنی ... دل من ساکن ديوار و دری ، که تو هر روز از آن می گـذری . دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه يک باغـچه بـود که تو هر روز به آن می نگری راستی ، دل من را ديـدی ...؟!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:38 توسط علی پزشکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
درود بر شما دوستان گرامی
وبلاگ خلوتگاه من فقط بیانگر احساسات من در هنگام تنهاییم هست؛ من اینجا نه کسی رو محاکمه می کنم و نه دوست دارم کسی من رو محاکمه کنه ...! درضمن دوستانی که تمایل دارند از به روز شدن وبلاگ باخبر بشوند نام و ایمیلشون رو در خبرنامه وارد کنند... شاد باشید و بدرود |
| پیوندها |
|
نیمه آشکار من ! پروفایل مدیر وبلاگ |
|
RSS
|