![]() |
![]() |
|
| پاکنويس روزها چه فايده ای دارد ، وقتی که چرک نويسش را نمی توان دور ريخت ؟! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 3:58 توسط علی پزشکی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 5:58 توسط علی پزشکی |
|
![]()
در محکم بسته است و شب تاریک و آرام ،
بار دیگر با من هستی ای بی خوابی !
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 2:55 توسط علی پزشکی |
|
![]() دلم می خواهد کسی در حوالی احوالم نباشد !
برای خواندن همان آوازهای قدیمی دلتنگم ،
*** خیس و خسته به خانه می آیم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1384ساعت 21:17 توسط علی پزشکی |
|
![]() آنها دو نفر هستند و یکی اصرار دارد که پیاده شود ... در تاریکی شب بی مهتاب ، اطراف حتی سیاه تر از جاده ای است که ماشین دارد به سرعت آن را میبلعد. آنکه اصرار بر ادامه سفر دارد، دلیل کافی ندارد که دیگری را به رفتن تا رسیدن به مقصد ترغیب کند. و آنکه می خواهد پیاده شود، این طور استدلال می کند که وقتی فرق بین جاده و مقصد چندان مشخص نباشد، ادامه سفر خیلی هم عاقلانه نیست ... یکی پیاده می شود و دیگری به تنهایی راه را ادامه می دهد ... و حالا همانطور که از هم دورتر می شوند، فرق جاده و مقصد را بهتر می فهمند. هم آنکه مانده است و هم آنکه می رود ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 3:45 توسط علی پزشکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
درود بر شما دوستان گرامی
وبلاگ خلوتگاه من فقط بیانگر احساسات من در هنگام تنهاییم هست؛ من اینجا نه کسی رو محاکمه می کنم و نه دوست دارم کسی من رو محاکمه کنه ...! درضمن دوستانی که تمایل دارند از به روز شدن وبلاگ باخبر بشوند نام و ایمیلشون رو در خبرنامه وارد کنند... شاد باشید و بدرود |
| پیوندها |
|
نیمه آشکار من ! پروفایل مدیر وبلاگ |
|
RSS
|