![]() |
![]() |
|
| پاکنويس روزها چه فايده ای دارد ، وقتی که چرک نويسش را نمی توان دور ريخت ؟! |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 1:35 توسط علی پزشکی |
|
|
سلام ؛ حال من خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور، که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند ... با این همه اگر عمری باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم، که نه دل کسی در سینه بلرزد، و نه این دل نا ماندگار بی درمانم ... تا یادم نرفته است بنویسم : دیشب در حوالی خواب هایم، سال پر بارانی بود... خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم، دعا کردم که بیایی، با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد، اما دریغ که رفتن، راز غریب این زندگیست، رفتی پیش از آن که باران ببارد ... می دانم، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است! انگار که تعبیر همه رفتن ها، هرگز باز نیامدن است... بی پرده بگویمت : چیزی نمانده است، من سی ساله خواهم شد ! گونه هایم از گرمی شراب گر گرفته است، می خواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند، بی قرارم، می خواهم بروم، می خواهم بمانم ؟! هذیان می گویم ! نمی دانم... نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد، بی کنایه و ابهام، پس از نو می نویسم : سلام ! حال من خوب است، اما تو باور نکن ... (با الهام از شعری از سید علی سید صالحی) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 2:17 توسط علی پزشکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
درود بر شما دوستان گرامی
وبلاگ خلوتگاه من فقط بیانگر احساسات من در هنگام تنهاییم هست؛ من اینجا نه کسی رو محاکمه می کنم و نه دوست دارم کسی من رو محاکمه کنه ...! درضمن دوستانی که تمایل دارند از به روز شدن وبلاگ باخبر بشوند نام و ایمیلشون رو در خبرنامه وارد کنند... شاد باشید و بدرود |
| پیوندها |
|
نیمه آشکار من ! پروفایل مدیر وبلاگ |
|
RSS
|