![]() |
![]() |
|
| مرا درديست اندر دل اگر گويم زبان سوزد، اگر پنهان كنم ترسم كه مغز استخوان سوزد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 20:2 توسط علی پزشکی |
|
|
تقدیم به پدرم که در روز پدر (۱۲ آبان ۱۳۷۷) تنهایم گذاشت... ازمرگ نمی هراسم ، راز و رمز عجيبی است اما عجيب تر اينکه همواره مرگ را مثل سفری مرموز و اکتشافی دوست داشته ام... مثل رفتن به سوی خانه پدریم که مدتهاست از آن رانده شده ام. يا مثل بازگشتن به آغوش گرم خانواده بعد از مدتها غربت و تنهايی... مرگ را چشم های اشکبار ما لکه دار کرده است ؛ وگرنه موهبتی است که فقط يک قلب مطمئن و يک روح آرام می تواند به آن برسد!
شايد اگر چشم هايت از طرف اين دنيا به مرگ نگاه کند، بی درنگ به حرف من بخندی،اما چشم هايی لازم است، تا مرگ را از سوی حقيقی آن، از عالمی ورای اين خاک فانی نگاه کند ...
زيباترين و شاد ترين گل های دنياست... آخر جاده ی مرگ خداوند نشسته است و آنقدر چشم هايش مهربان است که شک دارم گوشه اش حتی اخمی بردارد، و همين وقت عذاب ما آغاز می شود،نه جهنمی هست نه شکنجه ای. که عذاب ما از سرشاری مهر و عاطفه بی نظير او آغاز می شود. از شرم آن هنگام که روبروی او ايستاده ای و منتظری تا تشری به تو بزند، اما اوست که با عشق عجيب و غريبش، تو را می نوازد و تو می خواهی هزار بار در آتشی سوزان بيفتی اما ديگر اينهمه عاطفه را تاب نياوری... چقدر مردن زيباست. و چقدر ما دور مانده ايم از آن معنی قشنگ که لابلای رخت های سياه مان، رنگ چرک و مرده گرفته است... مردن گريه ندارد الا برای خودمان که می مانيم و رنج می کشيم. رنجی که همه حاصل بيچارگی و نگاه زشت مان به دنياست.
مردن هيچ وقت آخر راه نيست، جز انکه انتهای راه هجران است. مرگ هميشه آغاز است؛ شروع راهی که به نگاه مهربان خداوند ختم می شود . و خوش به حال آنان که حالا چشم در چشم او دوخته اند و حس می کنند به عشق رسيده اند؛ عشق مطلق و محض، که در باور اين دنيايی ما نمی گنجد...
مرگ را در آغوش گرفته و به انتهای جاده خواهیم رسید همانجا که خدای مهربان منتظر ايستاده است و با مهر و لبخند به استقبال بندگانش می رود.
همانجا که من هم چون تو از آن دور مانده ام و دور نيست روز رفتن... خوشا بحال آنان که مهربان زیستند و مهربان رفتند و مهربانی را لمس کردند... روحش شاد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 2:42 توسط علی پزشکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
درود بر شما دوستان گرامی
وبلاگ خلوتگاه من فقط بیانگر احساسات من در هنگام تنهاییم هست؛ من اینجا نه کسی رو محاکمه می کنم و نه دوست دارم کسی من رو محاکمه کنه ...! درضمن دوستانی که تمایل دارند از به روز شدن وبلاگ باخبر بشوند نام و ایمیلشون رو در خبرنامه وارد کنند... شاد باشید و بدرود |
| پیوندها |
|
نیمه آشکار من ! پروفایل مدیر وبلاگ |
|
RSS
|